سه شنبه , ۲۹ شهریور ۱۴۰۱
آموزش تحلیل بنیادی فارکس بانک

آموزش تحلیل بنیادی فارکس | بانک های مرکزی و تاثیر تصمیمات آنها در بازار فارکس

مهمترین عامل در فرآیند آموزش تحلیل بنیادی، بانک های مرکزی هستند. تحلیل بنیادی فرآیند تجزیه و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی ، اقتصادی بر ارزش نسبی یک ارز است.

مجله افیکس کار: از طریق شناسایی محرک های اصلی ارزش ذاتی یک ارز ، شرکت کنندگان در معاملات فارکس می توانند تصمیمات تجاری آگاهانه ای اتخاذ کنند.

همانطور که در بخش قبل ذکر شد، تصمیمات بانک مرکزی در این زمینه تاثیر زیادی دارد. البته این تصمیمات بر اساس تعدادی از عوامل اقتصادی، از جمله رشد کلی، تورم، مخارج مصرف کننده و اعتماد، و فعالیت های تجاری در میان بسیاری دیگر است.

این داده‌ها را می‌توان در پایگاه‌های اطلاعاتی اقتصادی به‌صورت آنلاین یافت و نسخه‌های جدید را می‌توان با استفاده از یک تقویم اقتصادی ردیابی کرد.

آموزش تحلیل بنیادی فارکس – بانک ها

اولین و مهمترین عامل در فرآیند آموزش تحلیل بنیادی فارکس ، بانک های مرکزی هستند. بانک های مرکزی یکی از بی ثبات ترین منابع برای ترید فاندامنتال هستند.

لیست اقداماتی که می توانند انجام دهند بسیار زیاد است. آنها می توانند نرخ های بهره را افزایش دهند ، پایین بیاورند (حتی در محدوده منفی) و یا ثابت نگه دارند.

بانک ها میتوانند نشان دهند که موضع آنها به زودی تغییر خواهد کرد یا رفتارهای دوپهلو نشان دهند . آنها در کنار سیاست های پولی سنتی میتوانند سیاست های غیر سنتی یا غیرمتعارف پیاده سازی کنند معرفی کنند.

سیاست پولی و انتظارات نرخ بهره نقش اصلی را در تحلیل بنیادی ایفا می کنند، زیرا اینها نرخ بازدهی برای نگهداری دارایی های یک کشور و در نتیجه تقاضا برای پول آن را تعیین می کنند.

به طور کلی، بهبودهای اقتصادی مداوم و انتظارات از عملکرد قوی می تواند بانک مرکزی را به سمت تشدید سیاست های پولی سوق دهد. این شامل کاهش مقدار پول در گردش است که سپس باعث افزایش ارزش پول یا افزایش نرخ بهره می شود. این ابزارها به منظور جلوگیری از داغ شدن بیش از حد اقتصاد یا خارج شدن از کنترل تورم به کار گرفته می شوند.

بانک های کشورهای مختلف غالبا در رقابت با یکدیگر هستند و با اجرای دیر یا زودهنگام برخی از سیاست های پولی بر ارزهای یکدیگر تاثیرات مختلف میگذارند.

با این حساسیت و با توجه به این که روسای این بانک ها غالبا شفاف صحبت نمیکنند، تجزیه و تحلیل بنیادی بانک های مرکزی اغلب فرآیندی پیچیده است. ما از طریق بیانیه ها ، صورتجلسه ها و سخنرانی های اعضای بانک های مرکزی همراه با تلاش برای پیش بینی حرکت بعدی آنها باید پیش برویم .

بانکهای مرکزی مهم و موثر در فارکس

به زبان ساده، بانکهای مرکزی مسئول نظارت بر سیستم پولی یک کشور (یا گروهی از ملتها) هستند. با این حال ، بانک های مرکزی مسئولیت های مختلفی را دارند ، از نظارت بر سیاست های پولی گرفته تا اجرای اهداف خاص مانند ثبات ارز ، تورم پایین و اشتغال کامل و غیره.

بانک های مرکزی همچنین به طور کلی ارز صادر می کنند ، به عنوان بانک دولت عمل می کنند ، سیستم اعتباری را تنظیم می کنند ، بر بانک های تجاری دیگر نظارت می کنند ، ذخایر ارزی را مدیریت می کنند و به عنوان وام دهنده عمل می کنند.

امروزه هشت بانک مرکزی اصلی وجود دارد که تصمیمات آنها بر نرخ ارزها در فارکس تاثیرگذار است. این بانکها به ترتیب اهمیت:

  1. بانک‌فدرال رزرو آمریکا (USD) Federal Reserve
  2. بانک‌مرکزی اروپا یا ECB (واحد ارز EUR)
  3. بانک‌انگلستان یا BOE (واحد ارز GBP)
  4. بانک‌ژاپن یا BOJ (واحد ارز JPY)
  5. بانک ملی سوئیس یا SNB (واحد ارز CHF)
  6. بانک‌کانادا یا BOC (واحد ارز CAD)
  7. بانک مرکزی استرالیا یا RBA (واحد ارز AUD)
  8. بانک‌نیوزلند یا RBNZ (واحد ارز NZD)

تصمیمات بانک ها چگونه بر بازار فارکس تاثیر میگذارد؟

در اقتصاد همواره بحث‌هایی مانند تعادل عرضه و تقاضا، ثبات نرخ بهره بانکی، کنترل تورم، رونق تولید و اشتغال و مواردی از این دست از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. برای رسیدن به این شرایط ابزارهایی لازمست که در نظام اقتصادی این ابزارها را سیاست‌های مالی و پولی می‌گویند. در واقع این ابزارها نقطه‌ی تلاقی سیاست و اقتصاد محسوب می‌شوند. به این صورت که تصمیمات کلان دولت‌ها (به عنوان سیاست) در بازارهای مالی و فیزیکی (اقتصاد) اثر می‌گذارد.

این سیاست‌ها با تحت تأثیر قرار دادن میزان عرضه و تقاضا یا حجم نقدینگی عرضه شده به بازار، افزایش یا کاهش قیمت‎‌ها و شرایط رکود یا تورم اقتصادی را تغییر می‌دهند.

برای رسیدن به این تغییرات در ابتدا لازمست شرایط اقتصادی بررسی و شناسایی شود . در مرحله بعد سیاست‌های مناسب انتخاب و اجرا شوند.

آموزش تحلیل بنیادی و آشنایی با این مفاهیم در بانک ها علاوه بر افزایش سطح دانش شما، به درک بهتر از شرایط بازارهای مالی سهام یا فارکس و تحلیل بنیادی کمک بسیاری خواهد کرد.

سیاست های مالی و پولی بانک های مرکزی

سیاست های پولی و سیاست های مالی به دو ابزار آشنا که برای تأثیرگذاری بر فعالیت اقتصادی یک کشور استفاده می شوند ، اشاره دارند. در شرایط مختلف اقتصادی برای کنترل نرخ تورم، ایجاد اشتغال و مقدار نقدینگی موجود در بازار لازم است سیاست‌های مالی و پولی توسط دولت، بانک مرکزی و سایر نهاد‌های تصمیم‌گیرنده انتخاب و اجرا شوند.

بسیاری از افراد سیاست های مالی و پولی را مشابه فرض می‌کنند. در حالی که این دو با یکدیگر فرق دارند و ابزارهای متفاوتی هستند. برای آشنایی با این سیاست‌ها بهتر است ابتدا مفهوم هر کدام از آن‌ها را جداگانه شرح دهیم.

سیاست های مالی

جان مینارد کینز، اقتصاددان بریتانیایی از اولین پایه‌گذاران و نظریه‌پردازان سیاست‌های مالی یا Fiscal Policies است. او معتقد است که افزایش و کاهش سطح درآمد و هزینه‌های دولت بر نرخ تورم، بیکاری و میزان گردش پول تاثیر می‌گذارد.

پس برای کنترل و اثرگذاری بر روی شرایط اقتصادی کشور لازم است دولت با سیاست‌های خاصی درآمدها و هزینه‌های خود را تغییر دهد. به این تصمیمات، سیاست‌های مالی می‌گویند.

بعنوان مثال یکی از مهم‌ترین اهداف سیاست‌های مالی، افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) است . این شاخص به نوعی بیان کننده میانگین وضعیت معیشتی مردم است.

سیاست‌های مالی به ۳ دسته‌ی خنثی، انبساطی و انقباضی تقسیم می‌شوند:

۱- سیاست‌های مالی خنثی

سیاست خنثی یا Neutral Fiscal Policies معمولا زمانی انتخاب می‌شود که چرخه‌ی اقتصادی تقریبا متعادل باشد.

یعنی دولت تمامی درآمدهای مالیاتی خود را صرف هزینه‌هایش کند. در واقع این فعالیت‌ها هیچ اثری بر اقتصاد ندارند.

به بیان دیگر زمانی که تورم یا رکود اقتصادی غیر منطقی در اقتصاد وجود ندارد، ثباتی نسبی در قیمت ها مشاهده می‌شود، مازاد عرضه و تقاضا رخ نمی‌دهد و سطح اشتغال متعادل است.

در این حالت لازم است مالیات دریافتی دولت به گونه‌ای باشد که این تعادل را بهم نزند. یعنی نه آنقدر زیاد باشد که تقاضا کمتر شود و نه آنقدر کم باشد که تقاضا بالا و در نتیجه‌ی آن قیمت ها افزایش یابد.

۲- سیاست‌‌های مالی انبساطی

گروهی از سیاست‌های مالی باعث گسترش فعالیت‌ها و چرخه‌ی اقتصادی می‌شوند. این گروه سیاست‌های مالی انبساطی یا Expansionary Fiscal Policies نام دارند.

این سیاست ها باعث می‌شوند هزینه‌های دولت بیشتر از درآمد مالیاتی آن شود. این سیاست‌ها معمولا در دوران رکود اتخاذ می‌شوند.

فرض کنید در شرایط خاصی درکشور سطح درآمد دریافتی مردم کاهش یافته‌است. درآمد دریافتی، درآمدی است که مالیات از آن کم می‌شود. در نتیجه قدرت خرید مردم کم و تقاضا در بازار نیز کاهش می‌یابد . این ممکن است باعث رکود اقتصادی شود.

یکی از سیاست‌های دولت برای افزایش تقاضا در این شرایط، کاهش مالیات است . بدین منظور که مردم پول بیشتری بدست بیاورند و بتوانند کالا و خدمات بیشتری تقاضا کنند.

در این حالت درآمد دولت کم می‌شود . پس باید با قرض گرفتن از بانک مرکزی یا فروش ذخایر ملی این کسری بودجه‌را رفع کند.

۳- سیاست‌‌های مالی انقباضی

در نقطه‌ی مقابل سیاست‌های قبلی، سیاست‌های مالی انقباضی یا Contractual Fiscal Policies قرار دارند.

در این حالت دولت با افزایش مالیات‌ها درآمد بیشتری نسبت به هزینه‌هایش دارد و می‌تواند بدهی‌های خود را پرداخت کند.

حالا جامعه‌ای را تصور کنید که رشد اقتصاد بسیار سریع است. میزان تقاضا روز به روز افزایش می‌یابد و این افزایش تقاضا باعث ایجاد تورم و افزایش قیمت‌ها می‌شود.

در این صورت دولت با افزایش مالیات‌ها باعث کاهش تقاضا می‌شود و افزایش قیمت را کنترل می‌کند. از طرفی با جمع‌آوری نقدینگی بدهی‌هایی را که در زمان رکود داشته است، تسویه می‌کند.

سیاست‌های پولی

فهمیدیم که سیاست مالی روی بازار کالا و خدمات و عرضه و تقاضا تاثیر می‌گذارد. اما این سیاست‌ها قادر نیستند که حجم نقدینگی در گردش را کنترل کنند. لزوم استفاده از سیاست‌های پولی دقیقا در این گونه موارد خودش را نشان می‌دهد.

سیاست‌هایی که با استفاده از ابزارهایی مثل نسبت سپرده قانونی، تغییر در سطح و ساختار نرخ بهره، اعطای تسهیلات بانکی و … معمولا با هدف کنترل حجم نقدینگی و تورم توسط نهادهای مالی وابسته به دولت‌ها اجرا می‌شود را سیاست‌های پولی یا Monetary Policies می‌گویند.

در کشورها این سیاست‌ها غالبا” توسط بانک مرکزی تصمیم‌گیری و به انجام می‌رسد.

به بیان ساده سیاست‌های پولی مجموعه اقداماتی هستند که بانک مرکزی به‌کار می‌گیرد تا از طریق تغییر در میزان عرضه پول یا نرخ بهره بر متغیرهای اقتصادی، و میزان عرضه و تقاضای بازار تاثیر بگذارد.

به صورت کلی می‌توان اهداف سیاست‌های پولی را به موارد زیر تقسیم کرد :

  • ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی پایدار
  • تثبیت سطح عمومی قیمت‌ها و ثبات در نرخ بهره بانکی
  • ثبات در بازارهای مالی و بازار ارز

سیاست‌های پولی هم به دو دسته انبساطی و انقباضی تقسیم می‌شود.

۱- سیاست‌های پولی انبساطی

معمولا در شرایطی که اقتصاد در حالت رکود است و نقدینگی در گردش بسیار کم است، بانک مرکزی با کاهش نرخ بهره بانکی، افزایش وام‌ها و تسهیلات و مواردی از این دست، سعی در افزایش نقدینگی و تحریک تولید دارد. به این سیاست پولی انبساطی یا Expansionary Monetary Policies میگویند.

یکی از مهمترین ابزارهای اجرای سیاست پولی انبساطی ، تحریک اقتصاد با محرک های اقتصادی  (Economic Stimulus) است. سیاست‌هایی که به عنوان محرک های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرند شامل کاهش نرخ بهره، افزایش هزینه‌های دولتی و خرید دارایی هایی مانند اوراق بهادار با حجم بالا (Quantitative Easing) در بازارهای سرمایه می‌باشد. (در ادامه بیشتر درباره محرک های اقتصادی خواهیم گفت.)

بدیهی است که با کاهش نرخ بهره بسیاری از افراد دیگر تمایلی به نگهداری سرمایه‌ خود در بانک‌ها ندارند. وقتی پول در دست مردم بیشتر شود، نقدینگی و گردش پول دوباره زیاد می‌شود.

از طرفی بانک می‌تواند با افزایش وام‌ها و تسهیلات افراد را تشویق به فعالیت‌های اقتصادی کند. بدین صورت چرخه‌ اقتصادی را رونق بخشد. این فرایند باعث افزایش اشتغال می‌شود و باز پول بیشتری به بازار تزریق می‌شود.

۲- سیاست‌های پولی انقباضی

در مثال بعدی در نظر گرفتیم حجم پول در گردش در چرخه‌ی اقتصاد زیاد است . و نرخ رشد تورم افزایش یافته‌است.

برای محدود شدن افزایش قیمت‌ها، بانک مرکزی نرخ بهره بانکی را افزایش می‌دهد. بدین صورت مردم تمایل بیشتری به پس‌اندار پول خود در بانک خواهند داشت. به این سیاست‌های پولی انقباضی یا Contractual Monetary Policies میگویند.

از طرفی دیگر هزینه دریافت وام و تسهیلات را افزایش می‌دهد. در نتیجه تمایل مردم به خرج کردن پول خود کم می‌شود. این کار نرخ بیکاری را بیشتر می‌کند اما برای کنترل تورم لازم است.

بانک مرکزی با استفاده از ابزارهایی سیاست‌های انبساطی و انقباضی را اجرا می‌کند. شناخته‌شده‌ترین و پرکاربردترین ابزار بانک مرکزی نرخ بهره است. با زیاد و کم شدن این نرخ فعالیت‌های اقتصادی سریعا دچار تغییر می‌شوند.

از دید تحلیل فاندمنتال، انقباضی شدن سیاست پولی عامل صعودی کننده ی یک ارز است.

البته باید توجه داشت که وضعیت ممکن است به دلیل به اشباع رسیدن تاثیرات محرک مالی (Fiscal Stimulus Effect)، تاثیر منفی جنگ های تجاری و ریسک های رو به افزایش مربوط به وارونگی منحنی سود اوراق خزانه ، رو به وخامت بگذارد. 

تاثیر محرک های مالی دیر یا زود به اشباع می رسد . نداشتن ”مهمات” کافی باعث می شود که رکود و بحران در مقیاس گسترده تری به وقوع بپیوندد.

بنابراین، اینطور تصور نکنید که اصل ” اقتصاد قوی به معنی ارز ملی قوی است” موثر واقع نمی شود.

سیاست های انبساطی یا انقباضی، کدام بهتر است؟!

“انبساط” در لغت به معنای باز شدن، گسترده شدن و بزرگ شدن است. در حالی که “انقباض” بمعنای کاهش‌یافتن و کوچک‌شدن چیزی است.

در علم اقتصاد سیاست‌های مالی و پولی انبساطی مجموعه سیاست‌هایی هستند که به طور کلی باعث گشایش و رونق اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش تولید می‌شوند. اما این سیاست‌ها همواره آثار این چنینی ندارند!

اثرات بلند مدت سیاست‌های انبساطی می‌تواند منجر به افزایش نقدینگی و تورم شود. با افزایش تورم و سطح عمومی قیمت کالاهای داخلی، تمایل برای استفاده از کالاهای تولید داخل کاهش و واردات افزایش می‌یابد. این موضوع در بسیاری از موارد باعث کاهش سطح تولید داخلی و در مواردی ورشکستگی واحدهای تولیدی خواهد شد.

لذا دولت‌ها در بازه‌های زمانی مختلفی با استفاده از ابزارهای سیاست‌های مالی و پولی انقباضی سعی در کنترل حجم نقدینگی و تورم دارند تا از اتفاقات این چنینی جلوگیری کنند. افزایش مالیات، افزایش نرخ بهره و کاهش اعطای تسهیلات بانکی از جمله این ابزارهستند.

در شرایط مختلف کشور نمی‌توان گفت فقط یک نوع سیاست باید انتخاب و اجرا شود. هر کدام از این سیاست ها در مدت معینی مورد نیاز هستند و لازمست در زمان مناسب خود اجرا شوند. از طرفی ممکن است اثرات بلند‌مدت و کوتاه‌مدت هر یک از این سیاست‌ها با هم هم‌راستا نباشند . لذا ممکن است نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کنند.

محرک های مالی یا محرک های اقتصادی

محرک های اقتصادی  (Economic Stimulus) اعمالی هستند توسط دولت‌ها و با کمک بانک های مرکزی انجام می‌شوند تا بخش خصوصی را به فعالیت و تولید بیشتر با استفاده از سیاست‌های پولی طبق ایده‌های اقتصاد کینزی (Keynesian Economics) ترغیب نمایند.

واژه محرک های اقتصادی بر پایه اصطلاح زیست‌شناسی «محرک‌ها و پاسخ‌ها به محرک‌ها – Biological Process of stimulus and response» طراحی شده‌است. در این ایده دولت با هدف دریافت پاسخ و عکس‌العمل از سمت بخش خصوصی اقتصاد آنها را با استفاده از سیاست‌های مالی تحریک می‌کند.

محرک های اقتصادی معمولاً در دوران رکودی (Recession) مورد استفاده قرار می‌گیرند.

سیاست‌هایی که به عنوان محرک های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرند شامل کاهش نرخ بهره، افزایش هزینه‌های دولتی و خرید دارایی هایی مانند اوراق بهادار با حجم بالا (Quantitative Easing) در بازارهای سرمایه می‌باشد.

در اصل،‌ برنامه تسهیل کمی یا QE یکی از ابزارهای سیاست پولی فدرال رزرو است که این نهاد می‌تواند از آن برای تحریک اقتصاد استفاده کند.

QE یا تسهیل کَمی چیست؟

حجم پول از دو فاکتور اصلی مقدار پول نقد در بازار و میزان وام بانکی تشکیل میشود. بانک مرکزی کنترل کل میزان وجوه نقد در سیستم را بر عهده دارد . اما این بانک کنترل بسیار کمتری بر میزان درخواست وام‌های بانکی دارد . بانک مرکزی همچنین عملا هیچ کنترلی بر سرعت گردش پول ندارد. بنابراین برای کنترل پول نقد در یک دوره زمانی که تقاضای پول خیلی کند است، از سیاست تسهیل کمی استفاده میکند.

تسهیل کمی یا کاهش تدریجی یا Quantitative easing نوعی سیاست پولی غیرمتعارف است که در آن بانک مرکزی به منظور افزایش عرضه پول و تشویق به دریافت وام و سرمایه گذاری ، برخی از دارایی های خود را نقد می کند و انواع اوراق بهادار بلندمدت را از بازار آزاد خریداری می کند.

هدف از چنین اقدامی پایین نگه داشتن نرخ بهره برای تشویق بیشتر به استقراض از بانک است.

بانک با خرید این دارایی ها، پول جدید به اقتصاد تزریق میکند و همچنین با مزایده اوراق بهادار با درآمد ثابت ، نرخ بهره را کاهش می دهد. در نهایت اگر این خرید‌ توسط بانک، منجر به کاهش عرضه اوراق بشود، نتیجه آن افزایش قیمت اوراق قرضه و کاهش بازده آن است.

کاهش بازده، هزینه استقراض را کاهش می‌دهد. از نظر تئوریک، هزینه کمتر استقراض، تامین مالی برای پروژه‌های جدید کسب و کار را آسانتر می‌کند. همین امر منجر به ‌افزایش اشتغال می‌شود. افزایش اشتغال نیز منجر به افزایش سطح کلی مصرف و رشد اقتصادی می‌‌‌شود.

کاهش تدریجی اولین گام در روند خنثی سازی یا خروج کامل از برنامه محرک پولی (سیاست پولی انبساطی) است که پیشتر اجرا شده‌است. هنگامی که QE انجام می‌ شود، بانک وعده می‌دهد که این سیاست را به تدریج پس از محقق شدن اهداف خود، کاهش دهد که به آن تَپرینگ میگویند.

Tapering یا کاهش تدریجی چیست؟

بصورت ساده تپرینگ، کاهش تدریجی سرعت خرید دارایی های فدرال رزرو در مقیاس بزرگ است.

معمولا هرگونه کاهش پیشبینی شده در سیاست ‌QE از قبل اعلام می‌شود‌ . این به بازار اجازه می‌دهد‌ فعالیت های خود را پیش از‌ اجرای تیپرینگ‌ برنامه ریزی کند.

نکات کلیدی:

  • محرکهای اقتصادی به سیاست‌های مالی و پولی اشاره دارد که هدف از آنها دریافت واکنش از بخش خصوصی اقتصاد می‌باشد.
  • محرک‌های اقتصادی به عنوان تلاشی محافظه کارانه بر اساس سیاست‌های مالی و پولی انبساطی می‌باشند که هدف از آنها تعقیب کردن بخش خصوصی اقتصاد برای هزینه بیشتر برای جبران ضررهای تقاضای کل می‌باشد.
  • محرک مالی بر اساس کم کردن هزینه‌ها و کاهش میزان مالیات‌ها کار می‌کند. محرک های پولی نیز توسط بانک‌های مرکزی طراحی میشود و ممکن است شامل کاهش نرخ بهره نیز باشد.
  • اقتصاددانان همچنان در مورد فایده استفاده از محرک های اقتصادی به صورت همزمان با یکدیگر بحث می‌کنند. آنها اعتقاد دارند که در بازه زمانی طولانی مدت، این محرک‌ها می‌توانند آسیب بیشتری نسبت به سودی که در کوتاه مدت ایجاد می‌کنند؛ به بازار بزنند.

فراموش نکنید که اصل” اقتصاد قوی به معنی واحد پولی قوی است ” . پاسخ به این سوال در پیشبینی شما از روند یک ارز همیشه موثر واقع می شود.

بانک های مرکزی و نرخ بهره

ایجاد تعادل بین اشتغال پایدار و قیمتها کاری دشوار است . مکانیسم اصلی که بانک مرکزی برای تنظیم این سطوح در نظر گرفته است نرخهای بهره است. نرخ های بهره ، اصلی ترین عامل تأثیرگذار بر جریان های سرمایه گذاری هستند.

وقتی به آن فکر میکنید ، دلیل افزایش یا کاهش نرخ بهره و دلیل تأثیر آن به راحتی قابل تشخیص است.

برای لحظه ای جامعه ای را در نظر بگیرید که در آن بانک ها نگران اقتصاد هستند و از ترس بازپرداخت نشدن وام در تردید هستند.

نرخ بهره بالا

اگر نرخ بهره بالا باشد ، گزینه مطمئن تر این است که بانک پول را حفظ کرده و فقط وام را به کسانی بدهد که احساس می کنند توانایی بازپرداخت وام را با نرخ بهره بالا دارند.

محیطی از این دست برای کسب و کارهای کوچک که سابقه اعتباری ندارند ، وام گرفتن را مشکل می کند. بعلاوه هزینه بیشتر برای وام گرفتن ممکن است مشاغل را از وام گرفتن منصرف کند. همین امر در مورد افرادی که به دنبال خرید خانه هستند نیز صادق است.

بنابراین در شرایطی که نرخ بهره بالا باشد، سرمایه دارها ترجیح میدهند پول خود را در بانک نگه داشته و بهره دریافت کنند . از طرفی برای متقاضیان سرمایه وام گرفتن گران تمام میشود. در این شرایط گردش نقدینگی در اقتصاد با مشکل مواجه میشود.

نرخ بهره پایین

اگر سناریوی اقتصادی مشابهی ارائه شود اما نرخ بهره پایین باشد ، ممکن است بانک ها احساس کنند که ریسک در وام دادن به مشاغل کوچکتر ارزش دارد . به ویژه اینکه آنها می توانند از بانک مرکزی با نرخ های بسیار پایین وام بگیرند. این امر همچنین نرخ بهره خرید خانه را کاهش می دهد.

کسب و کارهایی که برای افزایش درآمد خود وام می گیرند و افرادی که خانه می خرند دو کلید حیاتی برای رشد اقتصادی هستند . برای همین بانک های مرکزی معمولاً سعی می کنند آن ها را تشویق کنند.

بنابراین در شرایطی که نرخ بهره پایین باشد، سرمایه دارها ترجیح میدهند پول خود را از بانک خارج کرده و در جایی با بازدهی بیشتر سرمایه گذاری کنند. از طرفی برای متقاضیان سرمایه وام گرفتن آسان تمام میشود. در این شرایط گردش نقدینگی در اقتصاد سرعت میگیرد .

با این حال ، مواقعی وجود دارد که این گردش از کنترل خارج می شود و ریسک زیادی انجام می شود . که می تواند منجر به رکود اقتصادی دردناکی شود.

در نتیجه بانک های مرکزی با مدیریت نرخ بهره تلاش می کنند تا نیازهای مشاغل و افراد سرمایه دار را متعادل سازند.

سیاست لفظی بانک های مرکزی

سیاست‌های داویش و هاوکیش از طریق مکانیزمی که بانکدارها به آن سیاست لفظی می‌گویند، باعث تاثیر بر نرخ برابری ارزها می‌شود. سیاست‌گذاران تلاش می‌کنند تا جای ممکن در ارتباطاتشان با بازار شفاف عمل کنند و بیان کنند که جهت سیاست‌های پولی موردنظرشان به کدام سو است.

بیان هاوکیش یا انقباضی

اصطلاح هاوکیش یا Hawkish برای توصیف سیاست های مالی انقباضی مورد استفاده می‌گردد.

اگر یک بانک‌ مرکزی درباره اعمال سیاست های مالی انقباضی ازطریق افزایش نرخ بهره صحبت کند، گفته می‌شود آن بانک سیاست هاوکیش دارد. همچنین اگر پیش‌بینی‌ها درجهت افزایش نرخ بهره تلقی شوند، می‌گوییم سیاست مالی فعلی بانک هاوکیش است.

بیان داویش یا انبساطی

داویش یا Dovish به نقطه مقابل هاوکیش اشاره دارد و برای توصیف سیاست مالی انبساطی مورد استفاده قرار میگیرد.


زمانی که بانک مرکزی به کاهش نرخ بهره اشاره می‌کند، گفته می‌شود آن بانک سیاست داویش دارد. اگر بانک‌های مرکزی درباره رشد اقتصادی بدبین باشند و انتظار کاهش تورم را داشته باشند و این انتظارات خود را درقالب پیش‌بینی‌ها و سیاست‌های لفظی ملایم تری به بازار اعلام دارند، گفته می‌شود که رویکردشان نسبت به اقتصاد داویش است.

نکته:

بیشترین میزان تغییرات در نرخ ارزها معمولا زمانی رخ می‌دهند که بانک‌های مرکزی از داویش به هاوکیش (یا بالعکس) تغییر لحن می‌دهند.

برای مثال، اگر بانک مرکزی پیش از این، حالت داویش داشته و از نیاز اقتصاد به محرک های مالی سخن می‌گفت و سپس ناگهان در نطقی اعلام ‌کند که شاهد افزایش فشار تورم و رشد شدید اقتصاد هستیم، شما می‌توانید انتظار تقویت ارز مربوط به آن کشور در مقابل سایر ارزها باشید.

چگونه نرخ بهره بر معامله گران تأثیر می گذارد

معامله گران فارکس نیز تحت تأثیر نرخ های بانک های مرکزی هستند.

هنگام خرید یک ارز در مقابل ارز دیگر در معاملات فارکس ، شما در اصل مالکیت آن ارز را با استفاده از ارز متقابل به عنوان سرمایه معامله خود در اختیار دارید.

به عنوان مثال ، شما NZD/JPY (دلار نیوزلند/ین ژاپن) خریداری می کنید و هزینه هم برای انجام معامله میپردازید.

شما برای خرید دلار نیوزلند NZD ، ین ژاپن JPY وام میگیرد. طبیعتا وقتی وام میگیرید، هزینه استقراض (همان نرخ بهره) را باید پرداخت کنید، اما در مقابل ، بابت آن از چیزی که خریداری کرده اید سود دریافت می کنید. زیرا نرخ بهره ین ژاپن 0.10 % و نرخ بهره دلار نیوزلند 2.50% است . شما برای وام ین ژاپن 0.10 درصد بهره میپردازید ولی بهره دلار نیوزلند بالاتر است و NZD شما 2.50% سود میگیرد .

بنابراین شما سود بیشتری نسبت به هزینه معامله دریافت می کنید.

برخی از سرمایه گذاران رویکردی بلندمدت برای استقراض ارزهای کم بهره و خرید ارزهایی با نرخ بهره بالا ، اتخاذ می کنند . استراتژی ای که به آن “تجارت مبادله ای ” یا “داد و ستد انتقالی” یا Carry Trade میگویند.

در حالی که تجارت انتقالی در بلند مدت و با سرمایه بالا می تواند سودآور باشد ، با این حال درنظر داشته باشید که در کوتاه مدت سود به دست آمده معمولاً ناچیز است.

نوسانات ارزش ارزها در برابر یکدیگر نقش بسیار مهمی در سودآوری پوزیشن های روزانه یا Day Trading دارد و می تواند بسیار بیشتر از هر سودی باشد.

معامله گران فارکس چه نکاتی را باید دقت کنند؟

وقتی معامله‌گران شاهد بهبودهای متوالی در داده‌ها هستند، انتظارات افزایش نرخ بهره از سوی بانک ها افزایش یافته و ارزش ارز را حتی قبل از اعلام تصمیم واقعی سیاست پولی افزایش می‌دهد.

از طرفی، کاهش متوالی عملکرد اقتصادی می تواند بانک مرکزی را متقاعد کند که سیاست پولی را تسهیلی کند. آنها می توانند مقدار پول در گردش را افزایش دهند که سپس باعث کاهش ارزش پول می شود یا با کاهش نرخ بهره. هر دوی این حرکت‌ها برای تشویق وام‌دهی و مخارج طراحی شده‌اند که در نهایت منجر به عملکرد اقتصادی قوی‌تر می‌شود.

زمانی که معامله‌گران ضعف طولانی‌مدت در داده‌های اقتصادی را مشاهده می‌کنند، انتظارات کاهش نرخ بهره افزایش می‌یابد و ارزش ارز را حتی قبل از اتخاذ تصمیم واقعی کاهش می‌دهد.

بانک های مرکزی می توانند در بازار ارز مداخله کنند، همانطور که بانک ملی سوئیس به این کار بدنام شده است. این موارد بسیار نادر است که بانک مرکزی فکر می کند ارز بیش از حد ارزش گذاری شده است و شروع به ضربه زدن به صنعت صادرات کشور می کند.

به هر حال، ارزش ارز بالاتر به این معنی است که صادرات در بازار بین‌المللی نسبتاً گران‌تر است که می‌تواند به تقاضا آسیب برساند.

یک بانک مرکزی می تواند با فروش مقدار زیادی از پول محلی خود مداخله ارزی انجام دهد تا ارزش آن را پایین بیاورد.

شهادت مقامات بانک مرکزی نیز تمایل دارد بر عملکرد قیمت بازار فارکس تأثیر بگذارد، زیرا این موارد حاوی سرنخ هایی در مورد اقدامات بعدی سیاست پولی آنها است. به همین دلیل است که سخنرانی‌های بانک‌های مرکزی در تقویم اقتصادی نیز مشخص می‌شود، معمولاً زمانی که رئیس بانک مرکزی صحبت می‌کند، به عنوان یک رویداد سطح بالا درنظر گرفته میشود .

صورتجلسه های نشست‌های سیاست‌گذاری نیز بر قیمت‌ها تاثیرگذار است، زیرا این موارد همچنین نکاتی را در مورد اینکه سایر اعضای هیئت مدیره فکر می‌کنند اقتصاد چگونه است و اینکه آیا تعدیل‌های سیاست پولی لازم است یا خیر، ارائه می‌دهد.

معامله گران معمولاً هنگامی که تغییری در لحن صحبت وجود دارد نظارت می کنند و قیمت گذاری را در انقباض یا تسهیل کاهش سیاست بالقوه قبل از زمان شروع می کنند.

چکیده

در آموزش تحلیل بنیادی فارکس فهمیدیم که بطور کلی تصمیمات بانک مرکزی و نرخ بهره آن، بیشترین تاثیر را بر نرخ ارز دارد.

  • اگر‌ یک بانک مرکزی در‌حال افزایش نرخ بهره باشد یعنی اقتصاد آن کشور در حال رشد است و آنها به آینده بسیار خوش بین هستند.
  • اگر نرخ بهره بانک مرکزی یک کشور در حال کاهش باشد، بدان معناست که اقتصاد آن در حال سقوط و آنها نسبت آینده تردید دارند.

این نوع بینش ممکن است بیش از حد ساده باشد اما باید به این نکته اشاره کرد که این بینش روشی است که بانک های مرکزی به تغییرات اقتصاد خود توسط این رویه پاسخ می دهند.

مشکلی که در این مواقع به وقوع می پیوندد این است که برخی از معامله گران سعی می کنند که واکنش های آینده بانک مرکزی با نرخ بهره را پیش بینی کنند.

  • اگر معامله گران انتظار افزایش نرخ بهره را داشته باشند معمولا آن ارز را پیش از تصمیم گیری بانک مرکزی خرید می کنند
  • اگر معامله گران انتظار دارند بانک مرکزی نرخ بهره را کاهش دهد، معمولا آن ارز را پیش از تصمیم گیری بانک مرکزی میفروشند.

با این حال اگر بانک مرکزی طبق پیش بینی معامله گران عمل نکند، با خروج معامله گران از موضع پیش فرض خود، واکنشی بسیار شدید رخ می دهد.

به همین علت پیش بینی رفتار بانک ها بسیار پیچیده است و نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد . از زمان بحران بزرگ مالی سال ۲۰۰۸ اکثر بانک های مرکزی بزرگ سیاست های ارتباطی بیشتری را به کار گرفته اند تا به طور موثرتری اهداف آینده بازار نشان دهند.

بیشتر بخوانید :

آموزش تحلیل بنیادی فارکس | بانک های مرکزی و تاثیر تصمیمات آنها در بازار فارکس

بیشتر بخوانید

شاخص فدرال رزرو فیلادلفیا

شاخص فعالیت فدرال رزرو فیلادلفیا یا Philly Fed چیست؟

در این قسمت از آموزش تحلیل بنیادی فارکس در مورد شاخص فعالیت فدرال رزرو فیلادلفیا …