دوشنبه , ۴ مهر ۱۴۰۱
اصطلاحات رایج اقتصادی
اصطلاحات رایج اقتصادی

اصطلاحات رایج اقتصادی

واژه نامه اصطلاحات اقتصادی

مجله افیکس‌کار

اقتصاد آزاد:(Laissez – Faire )

واژه فرانسوی به معنای “به حال خود گذاشتن”. در سیاست و اقتصاد ، به نظریه ای اطلاق می شود که بر اساس آن نظام اقتصادی هنگامی که هیچ دخالتی از سوی دولت اعمال نشود، به بهترین وجه عمل میکند.

اقتصاد آمیخته:

نظام اقتصادی که در آن دولت و بخش خصوصی نقش های مهمی در رابطه با تولید، مصرف، سرمایه گذاری و پس انداز ایفا می کنند.

اقتصاد بازار آزاد:

اقتصاد ملی یک کشور که در تعیین سطوح تولید ،مصرف ، سرمایه گذاری پس انداز بدون دخالت دولت، برنیروهای بازار تکیه دارد.

انجمن ملی معامله کنندگان اوراق بهاداربرمبنای نظام خودکار در ارائه مظنه سهام (Nasdaq)::

شبکه اطلاعاتی خودکاری که فهرست قیمت ها و سهام گوناگون را در قریب به 5000 فقره از فعالترین اوراق بهادار در اختیار دلالان و معامله گران می گذارد.

انحصار دار:

فروشنده منحصر به فرد کالا و خدمات در یک بازار .

اندیکاتور MACD مک دی

اندیکاتور MACD مخفف عبارت Moving Average Convergence Divergence  است . این عبارت به معنی همگرایی (Convergence) و واگرایی (Divergence)  میانگین متحرک است.این اندیکاتور ابداع آقای جرالد بی اپل است . از این اندیکاتور در تحلیل تکنیکال برای به دست آوردن قدرت ، جهت و شتاب در یک روند استفاده می شود .این اندیکاتور در اغلب موارد با استفاده از  قیمت پایانی محاسبه می شود . بر خلاف اندیکاتور های دیگر اندیکاتور  MACD  فرمول سختی برای محاسبه خود ندارد.

انقلاب صنعتی:

ظهور نظام تولید کارخانه ای که در آن کارگران را در یک کارخانه گرد می آوردند و آنها با ابزار و ماشین آلاتی که در اختیارشان گذاشته می شد، دربرابر دستمزد کار می کردند. انقلاب صنعتی با تغییرات چشمگیر در صنعت منسوجات، بویژه در انگلستان و در حدود سالهای 1770 و 1830 آغاز شد. این واژه بطور گسترده تر در رابطه با تغییر پیوستۀ ساختار اقتصادی در اقتصاد جهان بکار می رود.

اوراق بهادار:

برگه های تایید کننده ( اوراق بهادار معین) ویا ثبت الکترونیکی ( اواراق بهادار) که گواه بر مالکیت بر دارایی( سهام) یا تعهد وام ( اوراق قرضه) است.

بازار:

صحنه ای که در آن خریداران و فروشندگان قیمتهایی را برای محصولات مشابه و یا با شباهت زیاد به یکدیگر تعیین می کنند و به مبادله کالاها و خدمات می پردازند.

بازار رو به ترقی:

بازاری که در آن افزایش متمادی در قیمت سهام مشاهده شود.

بازار رو به تنزل:

بازاری که در آن، در زمان کاهش قیمت ها، سهامداران برای فروش سهام هجوم می برند وبه حرکت نزولی می افزایند..

بازار سرمایه :

بازاری که در آن اوراق دارایی شرکتها و اوراق قرضه دراز مدت ( اوراقی که مدت سررسیدشان بیش از یک سال است) توزیع ومعامله می شود.

بازار مشترک:

گروهی از کشورهاکه تعرفه ها و برخی اوقات موانع دیگر را که مخل بازرگانی آنها با یکدیگر است ازمیان بر می دارند در حالیکه تعرفه های خارجی معمول را برکالاهای وارداتی ا زخارج اتحادیه پا برجا نگه می دارند.

بازرگانی ا لکترونیکی:

داد وستد انجام شده از طریقه شبکه جهانی اینترنت.

بانک ذخیرۀ فدرال:

یکی از 12 بازوی عملیاتی نظام اندوخته فدرا ل که شعب 25 گانه آن در سراسر آمریکا پراکنده اند و مجموعا با هم قوانین گوناگون نظام بانک مرکزی آمریکا را به مورد اجرا می گذارند.

بانک بازرگانی:

بانکی که انواع و اقسام حساب ها، از جمله حساب جاری، پس انداز و سپرده زمان دار را در اختیار مشتری می گذارد و به افراد و شرکتها وام می دهد. بر خلاف شرکت های بانکی سرمایه گذاری مانند بنگاه های های دلالی که معمولأ با فروش اوراق بهادار شرکت ها یا شهرداری ها سروکار دارند.

بانک مرکزی:

مرجع پولی کل در یک کشور که مسئولیت کارهای اساسی چون صدور پول رایج و نظارت بر تنظیم عرضه اعتبار در اقتصاد را به عهده دارد.

بر روی پیش خوان:

واژه مجازی از برای تجارت و معامله اوراق بهاداری که در یک بورس سازمان یافته مانند بورس اوراق بهادار نیویورک ثبت نشده است. معامله بر روی پیش خوان توسط معامله گران و کارگزارانی که از طریق تلقن و یا شبکه های کامپیوتری با یکدیگر تماس بر قرار می کنند انجام می گیرد.

برگ قرضه:

گواهی نامه ای که نشان دهنده تعهد یک شرکت در قبال دارنده آن دایر بر پرداخت مبلغ ثابتی پول در یک سر رسید مشخص است.

بورس:

بازاری منظم برای خرید و فروش سهام و اوراق قرضه .

بورس اوراق بهادار نیویورک:

بزرگترین بورس معاملات سهام و اوراق قرضه در جهان .

بورس اوراق بها دار آمریکا :

یکی از بورس ها ی مبادلات سهام در ایالات متحده که شامل سهام و اوراق بهادار شرکت های های کوچک تا متوسط در مقایسه با سهام شرکت های عظیم است که در بورس سهام نیویورک مبادله می شود،.

بهره وری ( میزان تولید):

نسبت بازده( کالاها و خدمات) تولید بر واحد ورودی ( منابع بارور) در طی زمانی معین .

بیمه سپرده های بانکی:

ضمانت دولت آمریکا از سپرده های بانکی تا مبلغی معین – – فعلأ صد هزار دلار.

پرداخت جبرانی:

وجه پرداختی از سوی دولت به عنوان جبران خسارت به زارعین از بابت تمام ویا بخشی از اختلا ف بین قیمت هایی که در عمل برای یک کالای مشخص به تولید کننده پرداخت شده و قیمت های تضمین شدۀ بالاتر.

تامین اجتماعی:

برنامه بازنشستگی دولت ایالات متحده که بسته به سهمیه ای که افراد و کارفرمایان آنها در حین شاغل بودن در این حساب پس انداز می کنند، منافعی را پس از بازنشستگی به آنها اعطا می کند.

تبانی در قیمت گذاری:

اقداماتی که معمولأ توسط تعدادی از شرکت های بزرگ که بر یک بازار تسلط دارند، با تثبیت قیمت کالاها ویا خدمات در یک سطح از پیش توافق شده برای فرار از قوانین بازار به اجرا گذاشته می شود.

تبعیض گذاری در قیمت:

عمل کردهایی که به برخی از خریداران در مقایسه متیازات بیشتری می دهد .

تجارت آزاد:

فقدان تعرفه ها و مقراتی که در جهت کوتاه ساختن داد وستد و جلو گیری از تجارت در میان ملل وضع شده است.

تراز پرداخت ها :

صورت حسابی از ارزش پولی معاملات بین المللی بین یک کشور و بقیه کشورها طی یک مدت معین. این صورت حساب نشان دهنده مجموع معاملات افراد، شرکت ها و سازمان های دولتی یک کشور با بقیه کشورها است.

تریگر :

در تحلیل تکنیکال و معامله‌گری به نقاط، نواحی یا سطوحی اطلاق می‌شود؛ که ما بر اساس روش تحلیل یا استراتژی معاملاتی خود در آن محدوده‌ها اقدام به ورود یا خروج از معامله می‌کنیم.

تعرفه:

مالیات بسته شده بر کالاهای منتقل شده از یک منطقه گمرکی به منطقه دیگر چه برای اهداف حماتی و چه برای کسب درآمد.

تقاضا:

مجموع کالاها و خدماتی که مصرف کنندگان طی یک دوره مشخص مایل و قادر به خرید آنها به هر قیمتی هستند.

تورم:

میزان افزایش در سطح کلی قیمت تمامی کالاها و خدمات. ( این موضوع نباید با افزایش قیمت کالاهای ویژه نسبت به قیمت کالاهای دیگر اشتباه شود)

تورم رکودی:

وضعیت اقتصادی مرکب از تورم پیوسته ورکود داد وستد اقتصادی.

خدمات:

فعالیت های اقتصادی– — مانند حمل و نقل، بانکداری ، بیمه، جهانگردی، ارتباطات، بازاریابی، پذیرایی، داده پردازی ومشاوره – – که در حین تولید، مصرف می شوند در مقایسه با کالاهای اقتصادی که ملموس تر هستند.

خصوصی سازی:

عمل واگذاری خدماتی که قبلأ توسط دولت تامین می شد ند به شرکتهای بخش خصوصی .

دارایی:

مالکیت چیزی ارزشمند که معمولأ برمعیار پول سنجیده می شود.

درآمد:

دریافت حاصل شده زفروش کالاها و خدمات یک دادوستد

در آمد ناخالص داخلی:

ارزش کل بازده یک کشور، در آمد یا هزینه هایی که در محدوده مرزهای آن کشور به بار می آید.

رشد اقتصادی:

افزایش ظرفیت یک کشور در تولید کالاها و خدمات.

رفع نظارت:

برداشتن کنترل دولت از روی یک صنعت.

رکود اقتصادی:

کاهش شدید در فعالیت اقتصادی چه از لحاظ وسعت و دامنه و چه از نظرمدت زمان .

روال سریع:

روشهای تصویب شده توسط کنگره آمریکا که برطبق آن کنگره به لوایحی که به وسیله رئیس جمهوری در جهت تایید و اجرای موافقت نامه های بازرگانی بین المللی آمریکا ارائه می شود طی مدت معینی رای می دهد.

سرمایه:

تجهیزات فیزیکی ( ساختمان ها، ابزار و آلات، مهارت های انسانی) بکار رفته در تولید کالاها و خدمات. این اصطلاح همچنین به دارایی شرکتها، اوراق قرضه، اوراق بهادار و پول نقد نیز اطلاق می شود.

سرمایه انسانی:

تندرستی، نیرو، آموزش ، کارورزی و مهارت هایی که افراد به شغل هایشان عرضه می کنند.

سرمایه گذاری:

خرید اوراق بهادار مانند سها م یا اوراق قرضه.

سرمایه گذاری پرمخاطره(فماری):

سرمایه گذاری در یک دادو ستد تازه و احتمالأ پر مخاطره.

سطح زندگی:

حداقل احتیاجات اولیه، رفاهیات و یا تجملاتی که جهت قرار دادن شخص و یا گروهی در وضعیت و یا شرایط مرسوم یا صحیح، اساسی محسوب می شود.

سوبسید ( یارانه):

امتیاز اقتصادی، مستقیم یا غیر مستقیم، که توسط دولت به تولید کنندگان کالاها وخدمات داخلی، غالبا درجهت تقویت موقعیت رقابتی آنها در برابر کمپانی های خارجی اعطا می شود.

سوبسید (یارانه) صادرات:

مبلغ یک کاسه ای که توسط دولت به دستگاه یا شرکتی که کار آن برای رفاه عمومی مفید تشخیص داده می شود اعطا می گردد.

سود سهام:

در آمد به دست آمده از نگهداری سهام. این در آمد معمولأ نمایانگر سهمی از سود حاصله است که به نسبت میزان سهم در مالکیت پرداحت می شود.

سوسیالیسم:

نظام اقتصادی که در آن ابزار اصلی تولید به طور عمده طبق نوعی سیستم برنامه ریزی مرکزی تحت مالکیت و کنترل جمعی دولت قرار دارد.

سهم عادی:

سهمیه درمالکیت یک شرکت.

سهام:

مالکیت در دارایی یک شرکت .

سیاست پولی:

اقدامات نظام ذخیرۀ فدرال برای مهار کردن میزان نقدینگی و هزینه پول و اعتبار بعنوان ابزاری برای کمک به ایجاد اشتغال درسطح وسیع،ارتقاء رشد اقتصادی ،تثبیت قیمتها و ایجاد الگوهای قابل دوام در معاملات بین المللی.

سیاست حمایت از محصولات داخلی:

استفاده از محدودیت بر واردات یا تشویق آگاهانه و عمدی این گونهمحدودیتها به منظور توانمند کردن تولید کنندگان ناکار آمد داخلی برای رقابت موفقیت آمیز با تولید کنندگان خارجی..

سیاست مالی:

تصمیمات دولت فدرال در بارۀ مبلغ پولی که مصرف و یا بصورت مالیات وصول می کند در جهت تأمین اشتغال کامل و اقتصاد غیر تورمی.

طرح نو (New Deal) :

برنامه های اصلاحات اقتصادی دهه 1930 در آمریکا که برای کمک به خارج شدن آمریکا از دوران کسادی عظیم تدوین شده بود.

نظام بازرگانی آزاد:

سیستم تجاری که در آن کشورها اجازه دسترسی آزاد و بدون تبعیض را به بازارهای یکدیگر می دهند.

نظام نرخ برابری ثابت ارز:

نظامی که در آن نرخ های تسعیر بین ارز های رایج د رسطحی از پیش تعیین شده برقرار می شود و درپاسخ به تغییر عرضه و تقاضا تغییر نمی یابد.

نظام نرخ شناور برابری ارز:

نظامی انعطاف پذیر که در آن نرخ ارز توسط نیروهای عرضه و تقاضای بازار و بدون مداخله تعیین می گردد.

شاخص صنعتی داوجونز (Dow Jones ) :

شاخص بهای سهام، بر اساس 30 نوع از سهام عمده، که بعنوان معیاری برای روند عمومی در قیمت های سهام و اوراق قرضه در ایالات متحده بکار می رود.

شاخص قیمت مصرف کننده:

نموداری از هزینه زندگی که به وسیله اداره آمار کار آمریکا برمبنای قیمتهای واقعی خرده فروشی انواع کالاها و خدمات دریک دوره معین فراهم و جدول بندی می شود و با ارقام یک دوره پایه که هر از چندگاه تغییر می یابد مقایسه می گردد.

شرکت سرمایه گذاری:

شرکتی س که به طور منظم سهام تازه صادر وسهام موجود را هنگام درخواست خریداری می کند. این شرکت سرمایه خود را برای سرمایه گذاری در اوراق بهادار گوناگون در دیگر کمپانی ها به کار می اندازد وجوهی را که از افراد جمع آوری کرده از جانب آنها در موجودی اوراق بهادار سهام گوناگون سرمایه گذاری می کند.

صادرات:

کالاها وخدماتی که در داخل تولید و به خریداران کشور دیگر فروخته می شود.

عرضه:

جدولی از آنچه که تولید کنندگان مایل و قادر به فروش آنها به هر قیمت ممکن طی مدت معینی هستند.

عرضه پول:

مقدار پولی ( سکه، اسکناس و حساب های جاری) که دراقتصاد یک کشور درجریان است.

غذا برای صلح:

برنامه ای که ترتیب ارائه محصولات کشاورزی آمریکا را به خارج فراهم می سازد.

فروش زیر قیمت تمام شده ( قیمت شکنی):

به موجب قوانین آمریکا، فروش یا صادرات کالا به ایالات متحده به قیمتی ” کمتر از ارزش منصفانه بازار ” ، وقتی که چنین فروش هایی عملا صدمه به تولید کنندگان محصولات مشابه در آمریکا وارد کند یا آنها را در معرض چنین تهدیدی قرار دهد.

قانون ضد تراست:

خط مشی و یا عملی که هدف آن کوتاه کردن دست قدرت های انحصار طلب در یک بازار است.

کساد:

کاهش شدید در فعالیت های کلی اقتصادی در برحسب مقدار و / یا طول مدت.

کسری بودجه:

مبلغی که دولت سالیانه بیش از درآمد خود هزینه می کند.

کسری موازنه بازرگانی:

مقداری که واردات یک کشور بر صادرات آن پیشی گیرد.

کشت و صنعت:

واژه ای که نمایانگر ماهیت عظیم و شرکت گونه و برخی از مؤسسات کشاورزی در اقتصاد امروزی آمریکا است.

کمک به قیمت های کشاورزی :

کمک دولت فدرال به کشاورزان برای حمایت از آنها در مقابله با عوامل نامساعدی چون آب وهوای بد یا مازاد تولید.

کمیسیون اوراق بهادار و مبادلات ارزی (SEC ):

یک دستگاه نظارت کننده مستقل ، غیر حزبی و نیمه قضایی که مسئول اجرای قوانین فدرا ل اوراق بهادار است. هدف از وضع این قوانین حمایت از سرمایه گذاران وحصول اطمینان از دسترسی آنان به تمامی اطلاعات مربوط به اوراق بهادار عمومی است. کمیسیون همچنین بر کار شرکت هایی که در خرید یا فروش اوراق بهادار دست دارند، کسانی که در زمینه سرمایه گذاری نظر مشورتی در اختیار افراد می گذارند و نیز بر کار شرکت های سرمایه گذاری نظارت دارد.

مازاد بودجه:

مبلغ سالیانه ای که دولت بیش از مصرف خود در می آورد.

مازاد تجارت:

مقداری که واردات یک کشور از صادرات آن کشور پیشی گیرد.

مالکیت معنوی:

مالکیتی که گواه آن ثبت اختراع، ثبت علائم تجاری و حق تألیف است. این مالکیت حق تصرف، استفاده و یا در اختیار گرفتن محصول ابتکار انسانی را به [صاحبان آن] اعطا می کند.

مزایای اضافی:

امتیازات غیر مستقیم و غیر نقدی مانند بیمه بهداشت، بیمه عمر ، سود سهام و جز آن که علاوه بر دستمزد و مزایای حقوقی توسط کارفرمایان به کارمندان داده می شود.

معاملات سلف خری:

قراردادهایی که مستلزم تحویل کالایی با کیفیت و کمیت معین و قیمت مشخص در یک موعد مقرر در آینده است.

مانع غیر تعرفه ای:

اقدامات دولتی نظیر سیستم های نظارتی و وضع عوارض گوناگون ، علاوه بر تعرفه هایی که واردات را محدود می کند یا به صورت بالقوه توان محدود ساختن بازرگانی بین المللی را دارد.

معیار طلا:

نظام پولی که در آن ارزش پولهای رایج برحسب وزن مشخص طلا تعیین میشود.

نرخ تسعیر:

نرخ، یا قیمتی، که بر اساس آن، پول رایج یک کشور با پول رایج کشور دیگری معاوضه می شود.

نرخ تخفیفی:

نرخ بهره ای که از طرف بانکهای بازرگانی برای دریافت وام ازبانکهای ذخیرۀ فدرا ل پرداخت می شود.

نظارت :

تنظیم و انتشار ضوابط و مقررات ویژه از سوی سازمان های مجاز تحت نظارت قانونی، درجهت اداره وسازمان دهی یک فعالیت یا صنعت مشخص.

نظارت اجتماعی:

محدودیت هایی که توسط دولت به منظور منع و یا جلوگیری از اعما ل زیانبار شرکت ها ( چون آلودگی محیط و یا قرار دادن کارمندان در وضعیت های کاری خطرناک) و یا برای تشویق رفتارهای مطلوب اجتماعی اعمال میشود.

نظام ذخیرۀ فدرال:

مرجع اصلی پولی ( بانک مرکزی) در ایالات متحده که پول رایج را چاپ و بر عرضه اعتبار در اقتصاد نظارت می کندو این دستگاه از یک هیئت مدیره هفت نفری در واشنگتن دی سی ، 12 بانک ذخیره فدرال منطقه ای و شعبات 25 گانۀ آنها تشکیل شده است.

نظام سرمایه داری ( کاپیتالیسم) :

نظام اقتصادی که درآن ابزار تولید در مالکیت و کنترل خصوصی است و مشخصه بارز آن رقابت ومنفعت جویی است.

نظام کسب و فعالیت آزاد:

نظام اقتصادی که مشخصۀ آن مالکیت بر دارایی ها و منابع تولیدی، انگیزۀ سود دربه خاطر تولید بیشتر، رقابت به خاطر تضمین کارآیی و دخالت نیروهای عرضه و تقاضا که درجهت دادن به تولید و توزیع کالاها وخدمات است.

نظام شناور تحت کنترل:

نظام مبادله ارزی که در آن نرخ بیشتر پول های رایج شناور و متغیر است ولی بانک های مرکزی برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی مداخله می کنند.

نیروی کار:

در آمریکا، به تعداد کل افراد شاغل و یا درصد یافتن شغل اطلاق می شود .

واردات:

کالاها و یا خدماتی که در کشوری دیگر تولید شده ود ر داخل یک کشور بفروش می رسد.

وایت پیپر – White Paper:

یک سند حاوی اطلاعات است که معمولا توسط یک شرکت یا یک سازمان غیردولتی منتشر می‌شود تا ویژگی‌های یک محصول یا سرویس را معرفی یا برجسته کند.

– وایت‌پیپر‌ها به‌عنوان اسناد فروش و بازاریابی به کار می‌روند .

– به‌گونه‌ای طراحی‌ شده‌اند که قبل از فروش بتوان از آن‌ها به‌عنوان یک ابزار بازاریابی استفاده کرد.

– وایت‌پیپرها ممکن است اسناد فنی همراه با جزئیات در خصوص اختراع یا محصولی جدید باشند.

هراس زدگی:

برداشت های پی درپی و غیر مترقبه نقدی از بانک ها که به سبب کاهش ناگهانی در اعتماد دارندگان حساب و یا ترس از اینکه بانک توسط موسسه امتیاز دهنده تعطیل شود، بوجود می آید. به عبارت دیگر ،بسیاری از دارندگان حساب به طورهمزمان پول نقد از بانک برداشت می کنند. از آنجائی که سپرده نقدی که یک بانک در اختیار دارد فقط بخش کوچکی از سپرده های آن بانک راتشکیل می دهد، تعداد زیاد برداشت در یک مدت کوتاه موجودی نقدی را از میان می برد و بانک را مجبور به بستن درهای خود و یا احتمالا خارج شدن از کار می کند.